گنجور

شمارهٔ ۲۴

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

چه خواهد کرد با شاهان ندانم

که با چون من گدایی عشقت این کرد

از اول مهربانی کرد و آنگاه

چو با او مهر ورزیدیم کین کرد

گدایی بر سر کویت نشسته

برفتن آسمانها را زمین کرد

چو اسبان کره تند فلک را

سر اندر زیر پای آورد و زین کرد

ز ما هرگز نیاید کار ایشان

چنان مردان توانند این چنین کرد

نه صاحب طبع را عاشق توان ساخت

نه شیطان را توان روح الامین کرد

کسی کز غیر تو دامن بیفشاند

کلید دولت اندر آستین کرد

تویی ختم نکویان و ز لعلت

نکویی خاتم خود را نگین کرد

چو از توسیف فرغانی سخن راند

همه آفاق پر در ثمین کرد

غمت را طبع او زینسان سخن ساخت

که گل را نحل داند انگبین کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام