گنجور

شمارهٔ ۴۹۳

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تویی از اهل معنی بازمانده

چنین از دین بدنیی بازمانده

بدین صورت که جانی نیست دروی

مدام از راه معنی بازمانده

زمعنی بی خبر چون اهل صورت

چرایی ای بدعوی بازمانده

ازآن دلبر که شیرین تر زجانست

چو مجنونی ز لیلی بازمانده

زیارانی که ازتو پیش رفتند

بران تا بگذری ای بازمانده

چو طور ازنور رویش بهره دارد

چرایی از تجلی بازمانده

چو پر همتت کنده است ازآنی

از آن درگاه اعلی بازمانده

میان اینچنین دجال فعلان

تو چون مریم زعیسی بازمانده

زیاران سیف فرغانی درین ره

چو هارونی زموسی بازمانده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام