گنجور

شمارهٔ ۴۱۴

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن

تنگ شکر برگشا تلخ مکن کام من

ای لب لعل ترا تنگ شکر بار گیر

وی سر زلف ترا مشک ختن در شکن

گر تو ببزم طرب جام بری پیش لب

باده بنوشی برطل نقل بریزی بمن

بر اثر تلخ می مست ترش روی را

جرعه شیرین دهد پسته شور از دهن

دست تو چون تاب داد زلف رسن پیچ را

بر دل تنگم فتاد بار غمت زآن رسن

فاخته گر در چمن ذکر تو گوید بصوت

شاخ شود پای کوب برگ شود دست زن

سرو درآید برقص نعره زند عندلیب

غنچه کند جیب چاک گل بدرد پیرهن

بلبل عاشق شود همچو زلیخا بصدق

یوسف گل را که یافت شاهی مصر چمن

سیف اگر بشنود این غزل اندر سماع

گر بود از شوق تو مرده بدرد کفن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام