گنجور

شمارهٔ ۳

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیاور آنچه دل ما بیکدگر کشدا

بسر کشد آنچه دلم بار او بسر کشدا

غلام ساقی خویشم که بامداد پگاه

مرا زمشرق خم آفتاب بر کشدا

چو تیغ باده برآهختم از نیام قدح

زمانه باید تا پیش من سپر کشدا

چه زر چه سیم و چه خاشاک پیش مرد آن روز

که از میانه سیماب آب زر کشدا

خوش است مستی واز روزگار بی خبری

که چرخ غاشیه مست بی خبر کشدا

اگر بساغر زرین هزار باده کشم

هنوز همت من باده دگر کشدا

در نشاط (من) آنگه گشاده تر باشد

که مست باشم وساقی مرا بدر کشدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مرحوم_فراز_خراسانی نوشته:

مصرع دوم بیت اول مشکل وزنی داره
لطفا تحقیق و تصحیح بفرمایید

مرحوم_فراز_خراسانی نوشته:

فکر کنم اینطوری صحیح تره :

بسرکش آنچه دلم بار او بسر کشدا

باز هم از اساتید فن تقاضا دارم یه نظری رو ارائه کنند

کانال رسمی گنجور در تلگرام