گنجور

شمارهٔ ۲۹۶

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لب گل در تبسم آمد باز

بلبل اندر ترنم آمد باز

دهن بی زبان گل ز صبا

بی لب اندر تبسم آمد باز

بلبل از بهر سرگذشت فراق

با گل اندر تکلم آمد باز

این همه چیست هیچ می دانی

حسن را عشق در دم آمد باز

بر زمین گشت آسمان گون را

اینک از لاله انجم آمد باز

از شکوفه درخت قند ز رنگ

با زبرپوش قاقم آمد باز

بر گریبان گل چو گوی گره

غنچه چون تکمه سرگم آمد باز

بود چون مار مهره یی وزخار

نیش بر دم چو کژدم آمد باز

سبزه صحرا چو چشم روشن کرد

رونقش بهر مردم آمد باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام