گنجور

شمارهٔ ۲۷۶

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای نامه نو رسیده از یار

بی گوش سخن شنیده از یار

در طی تو گر هزار قهرست

لطفیست بمن رسیده از یار

این جان جفا کشیده از تو

ای بوی وفا شنیده از یار

وی دیده هر آنچه گفته از دوست

وی گفته هر آنچه دیده از یار

هرگز باشد که چون سوادت

پر نور کنیم دیده از یار

اندر شب هجر مطلع تو

صبحیست ولی دمیده از یار

ای حظ نظر گرفته از دوست

وی ذوق سخن چشیده از یار

گر باز روی ز من بگویش

کای بی سببی رمیده از یار

انصاف بده که چون بود سیف

پیوسته چنین بریده از یار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام