گنجور

شمارهٔ ۲۷۰

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دل از دوست جان دریغ مدار

جان ازآن دلستان دریغ مدار

ماه رویا توهم ز روی کرم

نظر از عاشقان دریغ مدار

آفتابی برآسمان جمال

نور خویش ازجهان دریغ مدار

من زچشم بدان رقیب توام

میوه ازباغبان دریغ مدار

طوطی خوش سخن منم، ازمن

شکری از آن لبان دریغ مدار

لب نوشینت آب حیوانست

آب ازتشنگان دریغ مدار

مست خوابست چشم مخمورت

خواب ازپاسبان دریغ مدار

لب بدندان من سپار وبخسب

رطب ازاستخوان دریغ مدار

صحبت ازناکسان دریغت نیست

سخنی ازکسان دریغ مدار

بر درتست سیف فرغانی

زآن گدا پیشه نان دریغ مدار

ازتو مارا سلام یا دشنام

این اگر نیست آن دریغ مدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام