گنجور

شمارهٔ ۱۸۵

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل زنده بدرد عشق باشد

بی درد چه مرد عشق باشد

چون روح نمیرد آن دلی کو

بیمار ز درد عشق باشد

دل از همه نقشها شود پاک

تا مهره نرد عشق باشد

از خاک چو لاله سرخ روید

آن روی که زرد عشق باشد

با خاک چه کار دارد آن روی

کآلوده بگرد عشق باشد

با جان جهان کجا شود جفت

آن مرد که فرد عشق باشد

گردن نکند تحمل سر

آنجا که نبرد عشق باشد

دل پاک شود ز خار هستی

تا گلشن ورد عشق باشد

زین درد بمرد سیف اگر چه

دل زنده بدرد عشق باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام