گنجور

شمارهٔ ۱۶۱

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مه نکویی زروی او دارد

شب سیاهی زموی او دارد

خود بدین چشم چون توان دیدن

آنچه از حسن روی او دارد

از سر کوی او بکعبه مرو

کعبه خانه بکوی او دارد

گل ببستان جمال ازو گیرد

مشک درنافه بوی او دارد

نه تو تنهاش آرزومندی

هرچه هست آرزوی او دارد

ذره گر در هوا کند حرکت

هوس جست و جوی او دارد

ناله بلبل از پی گل نیست

روز و شب گفت و گوی او دارد

من بجان مایلم بدان عاشق

که دلش میل سوی او دارد

سیف از گریه خاک راتر کرد

آبها سر بجوی او دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام