فصل در اثبات رؤیت الله تعالی
مرکب جهد زیر ران آرد
رخ بدان فرخ آستان آرد
سفر او نه آب و گل باشد
رفتن او به پای دل باشد
در طلب چون رسد به مطلوبش
حاصل آید وصال محبوبش
چون سخن گویدازمحبت دوست
از طرب بر تنش بدرد پوست
در میان زحمت بیان نبود
نکته را راه بر زبان نبود
سخنش کامل و شگرف بود
بی میانجی صوت و حرف بود
جملهٔ عضوهاش دیده شود
تا نشانی زدوست دیده شود
زآنکه این دیده دید نتواند
دیده از دیدنش فرو ماند
دیده را دیدهٔ دگر باید
تا بدان دیده دیدنش شاید
به چنین دیدهها که ما داریم
طاقت دیدنش کجا دار



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: طریق التحقیق دکتر مؤذنی | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.