گنجور

در جواب عقل «‌و سقیهم ربهم شراباً طهورا»

 
سنایی
سنایی » طریق التحقیق
 

گفتم ای سایهٔ الهی تو

زآنچه هستی جوی نکاهی تو

ای تو بر لوح‌کون حرف نخست

آفرینش همه نتیجهٔ توست

نشو از توست شاخ فطرت را

ثمر از توست باغ فکرت را

چون مرا دیده‌ای بدین سستی

هر چه‌گفتی صلاح من جستی

چون کنم‌چون‌من‌حزین ضعیف

پای‌ بندم در این سواد کثیف

نیست‌گویی جهان زشت و نکو

جز از او و بدو هم خود او

هست این خطه را هوای عفن

ساکنانش شکسته پای و زمن

گرچه هست این رباط منزل من

هست مایل به شهر تو دل من

جان بر افشانم از طرب آن دم

که نهم اندر آن سواد قدم

من مسکین در این رباط خراب

ساخته خانه بر ره سیلاب

بستهٔ بند و حبس ارکانم

پای برتر نهاد نتوانم

نشود نفس خاکیم فلکی

تا نگردد نهاد من ملکی

نرسد کس به کعبهٔ تحقیق

تا نباشد رفیق او توفیق

هیچ دانی که چون گرانبارم

به غم دیگران گرفتارم

روزگاری برای قوت عیال

باز می‌داردم زکسب کمال

هستم از استحالت دوران

چون شتر مرغ عاجز و حیران

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: طریق التحقیق دکتر مؤذنی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حیدر حسنلو نوشته:

پس از بیت آخر بیت زیر هم باید اضافه شود:
نیستم اندرین سرای مجاز
طاقت بار و قوّت پرواز

کانال رسمی گنجور در تلگرام