گنجور

در طبیبان نادان گوید

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
 

این نمودیم حدّ این پنجاه

کرد باید کنون سخن کوتاه

حکما جمله حدّ این امراض

این نهادند بر سواد و بیاض

از اطباء عام این ایّام

گر بپرسی از این همه یک نام

به خدا ار شناسد و داند

ور هزارن کتاب برخواند

همه از جهل پر شر و شورند

همه کناس و اکمه و کورند

صدهزاران مریض را هر سال

بکشند از تباهی افعال

همه هستند یار عزرائیل

قاتل ایشان و خلق جمله قتیل

وای آنکس که هست حاجتمند

به چنین قوم کور بی‌در و بند

ای خداوند از این چنین حکما

خلق را کن به فضل خویش رها

که جهان شد ز فعلشان ویران

خلق را زین بدان به جان برهان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام