گنجور

در معنی زناشویی گوید

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
 

از غلام آنکه زی عیال آمد

او ز دنبه بپوستکال آمد

نیست کدبانویی و گادن را

زن بد جز طلاق دادن را

بندهٔ زن شدن به شهوت و مال

پس براو حکم کردن اینت محال

زشت باشد که در زناشویی

بنده باشی و خواجگی جویی

بندهٔ زن مشو حرام و حلال

تا نگرداندت عیال عیال

جفت در حکم شوی خود باشد

لیک در حکم بنده بد باشد

تو چو انگشت گشته از تشویش

زن چو ناخن‌کنان به ناخن ریش

نفقه بر ریش خواجه خط کرده

سبلت او چو کون بط کرده

سیم کابین چو طوق در گردن

زرنه بر طاق و خیره غم خوردن

کرد باید زن ای ستوده سیر

لیکن از خان و مان خویش به در

زیرک آنست کو نگاید زن

ننهد در سرای خود شیون

اشتقاقش ز چیست دانی زن

یعنی آن قحبه را به تیر بزن

پس اگر والعیاذباللّٰه باز

بچه در سقف کس کند پرواز

کس ببینی گرفته از سر کین

ریش بابا ز ناز در سرگین

پس چه گویم که هرکه عاقل‌تر

پیش سحبان کیر باقل تر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام