گنجور

اندر مذمّت خواهران گوید

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
 

ور ترا خواهر آورد مادر

شود از وی سیاه روی پدر

تو ز میراث ربعی او را ده

فحلی آور ورا سبک مسته

گر تو ناری خود آورد بی‌شک

بنویسند بی‌حضور تو چک

نشناسد ز هیچ مرد گریز

نکند خود ز مرد و زن پرهیز

هم ز ده سالگی گرد در سر

شوهر و مال و چیز و زرّ و گهر

زان هوسش خیره لعبت آراید

کیر و کالای را همی باید

جامه بر تن درد همی به ستیز

مانده در انتظار مال و جهیز

ور کنی در جهیز او تأخیر

همه توفیر تو شود تقصیر

نام و ننگت به باد بردهد او

بر سرت زود خاک برنهد او

مرد بیگانه گردد از خانه

خانه‌ات پر شود ز بیگانه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام