گنجور

حکایة فی عفوالملک و عدله

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
 

احنف قیس بهر جمعی اسیر

گفت کین بستگان برِ تو امیر

گر بحقند بسته حلمت کو

ور خود از باطلند علمت کو

عفو کان هست اصل دینداری

از برای چه روز می‌داری

تو ظفر خواستی خدایت داد

او ز تو عفو خواست ناری یاد

هست نزد خدای و خلق ای شاه

شکر قدرت قبول عذر گناه

علم او نوش حلمشان بچشید

علم او بار جُرمشان بکشید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام