گنجور

تمثیل در احوال گذشتگان جهان بی‌وفا

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
 

از ثَری تا به اوج چرخ اثیر

همه میرنده‌اند دون و امیر

چه حدیث است میر هم میرد

زانکه جسمست مرگ بپذیرد

چکنی سرگذشت طرّاری

سرگذشت اجل شنو باری

تا بگوید چگونه سازم چاه

تا بگوید چگونه سوزم شاه

تا بگوید به غافل و کر و کور

به که دادم ز که استدم زر و زور

تا بگوید که گردنان را من

چون شکستم به سروری گردن

تا بگوید چه تاختم بر تخت

تا بگوید چه باختم با بخت

بخت خود از چه‌سان نگون کردم

تخت این از که پُر ز خون کردم

چه نخ و بیخها بکندم من

چه شخ و شاخها فکندم من

نفس این را نکال چون کردم

بدر آنرا هلال چون کردم

خسروان را چگونه کردم مست

قصر شاهان چگونه کردم پست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام