گنجور

فی طول العمر والحسرة مع ذلک

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
 

نوح را عمر جمله ده صد بود

حرص و امید او بر آن آسود

چون گذر کرد نهصد و پنجاه

در فذلک به حسره کرد نگاه

گفت آوخ که بر من این ده صد

بود بر من ز روزکی ده بد

کرد ویرا سؤال روح امین

سر ز بالا نهاده بر بالین

کای ترا عمر از انبیا افزون

چون گذر کرد بر تو دنیی دون

بر چه سان یافتی جهان را تو

چون سپاری کنون روان را تو

گفت دیدم جهان چو تیم دو در

آمدم از دری شدم ز دگر

نوز ناسوده تن ز سیرِ سبیل

کامد آواز پر نهیب رحیل

می‌دهم جان و می‌برم حسرت

شربتم ضربت و شفا شدّت

عمرش ار بُد دراز ور کوتاه

رخت بر بست زان گشاد به راه

عاقبت هم برفت و بیش نماند

آیت عزل خویشتن برخواند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام