گنجور

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

 
سنایی
سنایی غزنوی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
 

در بیهوده خندیدن

فی طول العمر والحسرة مع ذلک

تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم

در مرگ گوید

حکایت مرد یخ فروش التمثّل فی دارالغرور

فی صفة الموت

تمثیل در احوال گذشتگان جهان بی‌وفا

در صفت مرگ پیامبران علیهم‌السّلام

صفت مرگ شاهان فرس و بزرگان ایشان

در صفت موت بنی‌آدم از خاصّه و عامه

در بقا و فنای جسم و جان گوید

در نکوهش این جهان

اندر طلب بهشت به سالوسی

اندر زهد ریایی

اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید

در نکوهش حرص گوید

در شهوت و آز گوید

فصل فی صفة‌الافلاک والبروج والسّماء والارض و ما بینهما من‌العجایب ذکر الافلاک و ما فیها من‌العجایب احسن من ابداع المخدّرات الکواعب

در دوازده برج گوید

حکایة فی اصحاب الفغلة

در صفت ارکانی و گردونی با آن جهان الدنیا قنطرةٌ فاعبروها ولا تعمروها

تمثیل در مذمّت دوستی دنیا

فی ترک العادة بالمجاهدة

فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات

فصل فی‌الحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی

حکایت در محبّت و دوستی خالص

التمثّل فی ریا الحّب

فی ذکر رفقاء السّوء

فی ترک المخالطة مع‌الاوباش

حکایت در بی‌وفایی

در صفت ابلهان گوید

فی تحقیق العشق

التمثّل فی‌الانسان و عمله

التمثّل فی صفة‌الانسان

التمثیل فی شکر هدایة‌الاسلام

التمثیل فی صلابة طریق‌الاسلام

التمثیل فی اعتقادالسوء والخوف من قلّة الرزق

حکایت در ظالم و مظلوم

ذکر انقطاع نسب

صفة‌المغرورین فی دارالدّنیا

التمثیل فی حبّ الدّنیا و غرورها

فی صفة‌النّفس واحواله

قال النّبی علیه‌السّلام: ان الشّیطان فی عروق ابن‌آدم یجری مجری الدّم

در کاهلی گوید

مثل اندر حال ادبار

فی‌الحرکة و ترک الاوطان فی طلب‌الآخِرَة، قال النّبی علَیه‌السّلام: اطلبوا العلم ولو باصّین، وَ قالَ علَیه‌السّلام: سافِرُوا تغنموا، ولاتفخروا بالوطن

محمدت در حرکت و سیر و رنج بردن

فی‌الادب و شرف‌النّفس

اندر دور قمر و گردش روزگار

حکایت

اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن

حکایت

التمثیل فی حفظ اسرارالملوک

حکایت

اندر موعظت و نصیحت گوید

اندر صفت بیابان گوید

اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة

در صفت اهل تصوّف

در طلب کردن از در دلها

فی ذمّ‌الطمع والحرص

اندر بیان حال صوفی و ستایش صوفیان فرماید علامة اصحاب التصوّف ان لایسأل ولا ینهر ولا یدّخر

حکایت در حقیقت تصوّف

التمثیل فی‌تعلیم الاب‌الغافل لابن الجاهل فی‌التصوّف

فی‌التفکّر والمراقبة فی احوال التصوّف

در دنیا نابودن به که بودن

اندر صفت صورت عالم