گنجور

حکایت

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

گفت در وقت مرگ اسکندر

همه را خواند کهتر و مهتر

گفت اینک دو دست خود بستم

هین بگویید چیست در دستم

آن یکی گفت جوهری داری

وان دگر گفت گوهری داری

آن یکی گفت نامهٔ ملکست

وان دگر گفت خاتم ملکست

گفت نی‌نی که جمله در غلطیت

همه راه هوس همی طلبیت

در زمان هر دو دست خود بگشاد

گفت در دست نیستم جز باد

سالی سیسد به یاد دارم من

زان همه عمر باد دارم من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام