گنجور

فی التّمثّل

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

در طمع زین سگان مزبله پوی

ای کم از گربه دست و روی بشوی

گربه هم روی شوی و هم دزدست

لاجرم زان سرای بی‌مزدست

موش را موی هست چون سنجاب

لیک پاکی نیاید از دریاب

نپذیرد دباغت ار چه نکوست

نشود پاک همچو دیگر پوست

نای و چنگی که گربکان دارند

موش را خود به رقص نگذارند

بی‌رسن دزد خانه‌کن باشد

مور هم دزد و هم رسن باشد

تا تن تست چون دلِ کفتار

لت و لوتش یکیست در گفتار

مانده در پیش این و آن به فسوس

خایه کن نه و خانه کن چو خروس

چون به شهر آن کسان که خرسندند

کمر از بهر خواجگی بندند

تو نصیحت مدار خوار که غمر

کرد ضایع به طمع عمّان عمر

هان قناعت گزین که طامع دون

در دو گیتی است با عذاب الهون

طالع آنکه دین به حرص فروخت

در و بالش به احتراق بسوخت

دست بردی نیافت از پی بند

پای حرص تو از قناعت بند

گر بهی خود روانت نهراسد

ور بدی زاهدت بنشناسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام