گنجور

اندر طلب دنیا

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

هرکه جست از خدای خود دنیی

مرحبا لیک نبودش عقبی

هردو نبود به هم یکی بگذار

زان سرای نفیس دست مدار

هست بی‌قدر دنیی غدّار

مر سگان راست این چنین مردار

وانکه از کردگار عقبی خواست

گر مر او را دهیم جمله رواست

زانکه گشتای خوب کاران راست

جمله عقبی حلال خواران راست

وانکه دعوی دوستی ما کرد

از تن و جان او برآرم گرد

هیچ اگر بنگرد سوی اغیار

زنده او را برآورم بردار

دانی از بهر چیست رنج و عنا

زانکه اللّٰه اَغیَرُ منّا

تن خود از دین به کام دارد مرد

هرچه جز حق حرام دارد مرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام