گنجور

ذکر معنی و برهان عشق

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
 

دعوی عشق و عقل گفتارست

معنی عقل و عشق کردارست

عشق را بیخودی صفت باشد

عشق را خون دل صلت باشد

هرکرا عشق چهره بنماید

دل و جانش بجمله برباید

کس نیاید به عشق بر پیروز

عشق عَنقای مُغربست امروز

عشق را کیستی نگویی تو

بر دَرِ عاشقی چه پویی تو

عاشقی کار شیرمردانست

نه به دعویست بل به برهانست

هرکه را سر به از کلاه بُوَد

بر سرِ او کُله گناه بُوَد

کانکه در عشق شمع ره باشد

همچو شمع آتشین کله باشد

کودکی رَو ز دیو چشم بپوش

طفل راهی تو شو ز خود خاموش

دست چپ را ز دست راست بدان

تا ز تقلید نشمری ایمان

عشق مردان بود به راه نیاز

عشق تو هست سوی نان و پیاز

در ره بی‌نیازی ای درویش

رَو تو بیگانه‌وار از پی خویش

کوشش از تن طلب کشش از جان

جوشش از عشق دان چشش ز ایمان

بهرِ جان سعادت اندیشت

هشت خوانست هفت خوان پیشت

عشق چون شمع زنده خواهد مَرد

دیده و دل سپید و طلعت زرد

هرکجا حسن و دلکشی باشد

غمزه با شوخی و خوشی باشد

آن چنانی ز عشق و طبع و مزیج

که نسنجی به چشم عاقل هیچ

کی درآیی به چشم اهل خرد

تو فروشی نفاق و نفس خرد

تا تو او را فروشی این سلعت

او به هر دم نوت دهد خلعت

سلعتش ساعتیست با تو و بس

خلعتش دام و درد و بند و قفس

گر از این دام و بند او برهی

کفش بیرون کنی کُله بنهی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام