گنجور

اندر مراتب عقل

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
 

هست اعضا چو شهر و پیشه‌وران

عقل دستور و دل در او سلطان

خشم شحنه است و آرزو عامل

این یکی ظالم آن دگر جاهل

عامل ار هیچ شرط بگذارد

خرد او را به شحنه بسپارد

شحنه‌گر هیچ گون سگالد بد

این موّکل برو بود ز خرد

نفس سلطان اگر بود عادل

با تن و عقل و جان شود بی‌دل

ترجمان دل است نطق و زبان

مر زبان تنست سود و زیان

ترجمان چون ز روی دور زمان

پشت یابد ز قوّت سلطان

گر بیابند ازینکه گفتم بهر

خوش بود پادشا و خرّم شهر

ور همه طالبان کام شوند

مالک ملک ناتمام شوند

گرنه در امر عقل و دل باشند

همه هم‌ خوار و هم خجل باشند

عقل و دل را اگر مطیع شوند

در حضیض فنا رفیع شوند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیرهادی نوشته:

در بیت ششم فاصله بین مر و زبان اشتباه است و مرزبان صحیح است :
مرزبان تنست سود و زیان

کانال رسمی گنجور در تلگرام