گنجور

ذکر حجّت قرآن

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
 

باش تا روز عرض بر یزدان

گلهٔ جان تو کند قرآن

گوید این ماحل مصدّق تو

چند باطل کشید بر حق تو

گوید ای کردگار می‌دانی

آشکارا چنانکه پنهانی

شب و روزم بخواند با فریاد

داد یک حرف من به صدق نداد

حق نحو و معانی و اعراب

زو ندیدم به صدق در محراب

حنجره در سرود نیک آید

جامهٔ غم کبود نیک آید

به جز از گفت و گوی دمدمه‌ای

نیست گوشی نصیب زمزمه‌ای

گه بخواندی مرا به راه مجاز

خیره بگشاده چون خران آواز

که بسی لاف زد به دعوی ما

پس ندانست قدر معنی ما

سوی میدان خاص اسب بتاخت

روی ما از نقاب ما نشناخت

بر سرِ کوی ما ز زشت و نکو

سگی آمد کسی نیامد ازو

عقل و جان را به حکم من نسپرد

سوی رای و هوای خویشم برد

گه به تیغ هوا بخست مرا

گاه بر دام نفس بست مرا

گه به سوی شراب راند مرا

گه به راه سرود خواند مرا

گه شکستی چوچوب را سکنه

سر و روی حروفم از شکنه

گه چو قوّال کرده از نغمه

متفرّق حروفم از زخمه

ای مدبّر ز مُدبری چونین

خواهم انصاف تو به یوم‌الدین

در سرای مجاز از سر ناز

گه به بازار و گه به بانگ نماز

جلوه کردی برای اعجازی

گه به حرفی و گه به آوازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام