گنجور

ذکر هدایت قرآن

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
 

رهبر است او و عاشقان راهی

رسن است او و غافلان چاهی

در بُن چاه جانت را وطن است

نور قرآن به سوی او رسن است

خیز و خود را رسن به چنگ آور

تا بیابی نجات بوک و مگر

ورنه گشتی به قعر چاه هلاک

آب و بادت دهد به آتش و خاک

تو چو یوسف به چاهی از شیطان

خردت بشری و رسن قرآن

گر همی یوسفیت باید و جاه

چنگ در وی زن و برآی ز چاه

تو چو یوسف به شاهی ارزانی

گردی آنگه که سرِّ او دانی

رادمردان رسن بدان دارند

تا بدان آب جان به دست آرند

تو رسن را ز بهر آن سازی

تا کنی بهر نان رسن بازی

کس نداند دو حرف از قرآن

با چنین دیده در هزار قران

دست عقلت چو چرخ گردانست

پای بند دلت تن و جان است

گر ترا تاج و تخت باید و جاه

چه نشینی مقیم در بُن چاه

یوسف تو به چاه درماندست

دل تو سورهٔ سفه خواندست

رسن از درد ساز و دلو از آه

یوسف خویش را بر آر از چاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام