گنجور

التمثیل فی اصحاب تمنّی السوء

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

راد مردی ز غافلی پرسید

چون ورا سخت جلف و جاهل دید

گفت هرگز تو زغفران دیدی

یا جز از نام هیچ نشنیدی

گفت با ماست خورده‌ام بسیار

صد ره و بیشتر نه خود یکبار

تا ورا گفت راد مرد حکیم

اینت بیچاره اینت قلب سلیم

تو بصل نیز هم نمی‌دانی

بیهده ریش چند جنبانی

آنکه او نفس خویش نشناسد

نفس دیگر کسی چه پرماسد

وآنکه او دست و پای را داند

او چگونه خدای را داند

انبیا عاجزاند از این معنی

تو چرا هرزه می‌کنی دعوی

چون نمودی بدین سخن برهان

پس بدانی مجرّد ایمان

ورنه او از کجا و تو ز کجا

خامشی به ترا تو ژاژ مخای

علما جمله هرزه می‌لافند

دین نه بر پای هرکسی بافند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام