گنجور

فی نفی صفات المذمومِة عن‌الله تعالی

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

در حق حقّ غضب روا نبود

زانکه صاحب غضب خدا نبود

غضب و حقد هر دو مجبورند

وین صفت هردو از خدا دورند

غضب و خشم و کین و حقد و حسد

نیست اندر صفات فرد اَحد

همه رحمت بود ز خالق بار

هست بر بندگان خود ستّار

می‌دهد مر ترا به رحمت پند

به خودت می‌کشد به لطف کمند

گر نیایی بخواندت سوی خویش

به تلطّف بهشت آرد پیش

زانکه هستی بدین سرای دریغ

تو گرفته ز جهل راه گُریغ

دُرّ توحید را تویی چو صدف

آدم تازه را شدی تو خلف

گر کنی ضایع آن در توحید

شوی از مفلسی ز مایه فرید

ور تو آن درّ را نگهداری

سر ز هفت و چهار بگذاری

به سرور ابد رسی پس از آن

نرسد مر ترا ز خلق زیان

در زمانه تو سرفراز شوی

در فضای ازل چو باز شوی

دست شاهان ترا شود منزل

هر دو پایت برآید از بُن گِل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام