گنجور

فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

آن یکی رجل گفته آن یک ید

بیهده گفته‌ها ببرده ز حد

وآن دگر اصبعین و نقل و نزول

گفته و آمده به راه حلول

وان دگر استواء عرش و سریر

کرده در علم خویشتن تقدیر

یکی از جهل گفته قعد و جلس

بسته بر گردن از خیال جرس

وجه گفته یکی دگر قدمین

کس نگفته ورا که مطلبک این

زین همه گفته قال و قیل آمد

حال کوران و حال پیل آمد

جل ذکره منزه از چه و چون

انبیا را شده جگرها خون

عقل را زین حدیث پی کردند

علما را علوم طی کردند

همه بر عجز خود شدند مقرّ

وای آنکو به جهل گشت مُصرّ

متشابه بخوان در او ماویز

وز خیالات بیهده بگریز

آنچه نص است جمله آمنا

وآنچه اخبار نیز سلمنا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام