گنجور

فی صفة‌الزهد و الزّاهد

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

زاهدی از میان قوم بتاخت

به سرِِ کوه رفت و صومعه ساخت

روزی از اتّفاق دانایی

عالمی پُر خرد توانایی

برگذشت و بدید زاهد را

آن چنان پارسای عابد را

گفت ویحک چرا براین بالای

ساختستی مقام و مسکن و جای

گفت زاهد که اهل دنیا پاک

در طلب کردنش شدند هلاک

بازِ دنیا شده است در پرواز

در فکنده به هر دیار آواز

به زبانی فصیح می‌گوید

در جهان صیدِِ خویش می‌جوید

هر زمان گوید اهل دنیی را

جفت بلوی و فرد مولی را

وای آن کو ز من حذر نکند

در طلب کردنم نظر نکند

تا نگردد چنانکه در فسطاط

اندکی مرغ و باز بر افراط

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام