گنجور

شمارهٔ ۸۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عم پیمبر بمکید

خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیمبر ببرید

بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم

لعنة الله یزیدا و علی حب یزید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هاشم نوشته:

در نسخه اى به این صورت آمده:

لَعَنَ الله یَزیداً وَ عَلی آلِ یَزیدْ

امیرخانی نوشته:

در کتاب حبیب السیر این ابیات را به انوری منسوب کرده و مصرع دوم بیت اول را این گونه آورده:
که ازو وز سه کس او به پیمبر چه رسید

حسن رضوی نوشته:

مادر او جگر عم پیمبر بدرید…

اصغر نوشته:

این قطعه را سنائی در رد نظریه کسانی که لعن یزید را جائز نمی دانند!! سروده و البته اختلافاتی هم در نسخ هست. مواردی را عزیزان ذکر کردند , مصرع اول بیت آخر هم به این صورت نیز آمده : ” بر چنین قوم تو لعنت نکنی شرمت باد “.

روح الله نوشته:

۱-بیت اخر این گونه نیز ضبط شده:
بر چنین قوم تو لعنت نکنی شرمت باد
لعن الله یزیدا و علی آل یزید
۲-ایا کسی به متن کامل این قصیده یا غزل دسترسی دارد؟

ابوطالب نوشته:

تکمیل ابیات فوق :

حبذا کربلا و آن تعظیم
کز بهشت آورد به خلق نسیم

وان تن سر بریده در گل و خاک
وان عزیزان به تیغ، دلها چاک

وان گزین همه جهان، کشته
در گل و خون، تنش بیاغشته

و آن چنان ظالمان بدکردار
کرده بر ظلم خویشتن اصرار

حرمت دین و خاندان رسول
جمله برداشته ز جهل و فضول

تیغها لعل‏گون ز خون حسین
چه بود در جهان بتر زین شین؟

زخم شمشیر و نیزه و پیکان
بر سر نیزه، سر به جای سنان

کرده آل زیاد و شمر لعین
ابتدای چنین تبه در دین

مصطفی جامه جمله بدریده
علی از دیده خون بباریده

فاطمه روی را خراشیده
خون بباریده بی‏حد از دیده

حسن از زخم کرده سینه کبود
زینب از دیده‏ها برانده دو رود

عالمی بر جفا دلیر شده
رو به مرده، شرزه شیر شده

کافرانی در اول پیکار
شده از زخم ذوالفقار، فگار

کین دل بازخواسته ز حسین
شده قانع بدین شماتت و شین

هر که بدگوی آن سگان باشد
دان که او شاه آن جهان باشد

هر که راضی شود به کرده‏ی زشت
نزد آن کس، چه دوزخ و چه بهشت

دین به دنیا به خیره بفروشد
نکند نیک و در بدی کوشد

خیره، راضی شود به خون حسین
که فزون بود وقعش از ثقلین

آن که را این خبیث، خال بود
مؤمنان را کی ابن‏خال بود؟

من ازین ابن‏خال بیزارم
کز پدر نیز هم در آزارم

پس تو گویی: یزید میر من است
عمر عاص پلید، پیر من است

آن که را عمر عاص باشد پیر
یا یزید پلید باشد میر

مستحق عذاب و نفرین است
بد ره و بد فعال و بد دین است

لعنت دادگر بر آن کس باد
که مر او را کند به نیکی یاد

من نیم دوستدار شمر و یزید
زان قبیله منم به عهد، بعید

هر که راضی شود به بد کردن
لعنتش، طوق گشت در گردن

داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او و سه کس او به پیمبر چه رسید

پدر او در دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عم پیمبر بمکید

او به ناحق، حق داماد پیمبر بستد
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید

بر چنین قوم، تو لعنت نکنی؟ شرمت باد
لعن الله یزیدا و علی آل یزید

غلامحسین آتشی نوشته:

در قرآن سوره انعام آیه ۱۰۸ چنین آمده
وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلی‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ۱۰۸ انعام
( به معبود ) کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید ، مبادا آنها ( نیز ) از روی ( ظلم و ) جهل ، خدا را دشنام دهند! اینچنین برای هر امّتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل می کردند ، آگاه می سازد ( و پاداش و کیفر می دهد ) .
تفسیر نور
خداوند، انسان را چنان آفریده که چه کارهاى خوب و چه کارهاى بد، کم‏کم در روح او تأثیر مى‏گذارد و به آن عادت مى‏کند. از این رو، زینت‏دادن کارها گاهى به خدا نسبت داده شده، «زَیَّنّا»، که خالق این تأثیر است، و گاهى به شیطان نسبت داده شده که از طریق وسوسه و وعده، زشت‏ها را زیبا جلوه مى‏دهد. «زیّن لهم الشّیطان» حضرت على علیه السلام در جنگ صفّین به سربازان خود توصیه مى‏کرد که به پیروان معاویه دشنام و ناسزا نگویند، بلکه سیماى آنان را مطرح کنند که بهتر از دشنام است. امیرالمؤمنین على‏علیه السلام فرمودند: از مصادیقِ دشنام به خدا، دشنام به ولىّ خداست. حساب لعن و نفرین و برائت، از حساب دشنام و ناسزا جداست. لعن و برائت که در آیات دیگر قرآن از سوى خداوند اعلام شده، در واقع بیانگر اظهار موضعِ ما در برابر ستمگران و مشرکان است که بیزارى خود را از راه آنان اعلام مى‏کنیم. «لعنة اللّه على الظالمین» ، «برائة من اللَّه…» ۱- احساسات خود را نسبت به مخالفان کنترل کنیم و از هرگونه بد دهنى و ناسزا بپرهیزیم. «لاتسبّوا» ۲- به بازتاب برخوردهاى خود توجّه کنیم. «لاتسبّوا… فیسبّوااللَّه» ۳- با فحش و ناسزا، نمى‏توان مردم را از مسیر غلط باز داشت. «لا تسبّوا» ۴- ناسزاگویى، عامل بروز دشمنى و کینه و ناسزا شنیدن است. «لاتسبّوا… فیسبّوا… عَدْواً» ۵ - دشنام، یا نشانه نداشتن منطق است، یا نداشتن ادب و یا صبر. (مسلمان با پرهیز از ناسزا، باید نشان دهد که صبر و منطق و ادب دارد.) «لا تسبّوا» ۶- هر کارى که سبب توهین به مقدّسات شود، حرام است. «فیسبّوا اللَّه» ۷- استفاده از حربه‏ى دشنام وناسزا، در نهى از منکر و تبلیغات ومناظرات ممنوع است. «لاتسبّوا» ۸ - کارى که سبب کشیده‏شدن دیگران به گناه وحرام مى‏شود، حرام است. «لاتسبّوا… فیسبّوا» ۹- گاهى انسان ناخودآگاه در گناه دیگران شریک مى‏شود، آنجا که مقدّمات گناه دیگران را فراهم کند. «فیسبّوااللَّه» ۱۰- از سنّت‏هاى الهى، زیبا جلوه کردن اعمال امّت‏ها در نظر آنان است. «زیّنا لکلّ اُمّة عملهم» (هر اُمّتى اعمال خود را هرچند ناحقّ باشد، زیبا مى‏پندارد) ۱۱- جلوه‏نمایى و زیبادیدن، نشانه‏ى حقانیّت نیست. «زیّنا لکل اُمّة عملهم» ۱۲- آگاه کردن مردم از کرده‏هاى خویش در قیامت، از شئون ربوبیّت الهى است. «الى ربّهم مرجعهم فینبّهم…»
بنابراین ما دستوری بالای فرآن نداریم در ادبیات ما هم کلمه لعن یا لعنت کمتر است در حافظ که پیدا نمیشود . بنابر این بجای لعن به دشمنان به دوستداران و خود اهل بیت سلام بدیم و عرض ادب کنیم

کانال رسمی گنجور در تلگرام