گنجور

شمارهٔ ۳

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را

نکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را

رسول مرسل تازی که برزد با وی از کوشش

همین گنج زمینی را همان گنج سمایی را

گواهی بر مقامی ده که آنجا حاضران یابی

سخن کز غایبان گویی بلا بینی جدایی را

اگر شبلی زکی بوده ترا زو هیچ نگشاید

چو عالی حج کند شیخا بود مزدش علایی را

اگر حاتم سخی بوده چه سودت بود ای خواجه

تو حاتم گرد یک چندی مکن حاتم سنایی را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کمک به گسترش دامنهٔ داده های بزرگترین سایت شعر فارسی