گنجور

شمارهٔ ۱۷۹ - از زبان تیر خراس

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

ای لاف زنی که هر کجا هستی

قصه ز روزن و سرای آری

تا کی سوی من نه از ره غیرت

از بهر نظاره روی و رای آری

پندی بشنو که تا چو مخدومم

مختار شوی گر آن بجای آری

شو راستیی چو من به دست آور

تا چرخ چو من به زیر پای آری

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست

طبق حلوا داماد و تو او را خسری

خوردنیهای جهان گر به شکم جمع شدند

همه گفتند که ای خواجه تو ما را پدری

ای همه نزهت و شادی و همه راحت و روح

کنیت تو نعم و نام تو شیخ‌الطبری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام