گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

نکند دانا مستی نخورد عاقل می

ننهد مرد خردمند سوی مستی پی

چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا

نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی

گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او

ور کنی عربده گویند که او کرد نه می

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد حسین ذوالفقاری نوشته:

مصرع سوم را قبلا من چنین خوانده ام : “نی نماید بنظر سرو و شود سرو چو نی ” ضمنا در مصرع پنجم وششم هم بجای ” او ” باید ” وی ” بگذاریم .

مسعود نقاش نوشته:

نی چنان سرو نماید به مثل سرو چو نی ، صحیح است . متن کتاب درسی قدیم

tvdn,k lkjrld نوشته:

متن صحیح به صورت زیر است

نکند دانا مستی، نخورد عاقل می
ننهد مرد خردمند، سوی پستی پی

فریدون منتقمی نوشته:

نکند دانا مستی، نخورد عاقل می
ننهد مرد خردمند، سوی پستی پی

ناشناس نوشته:

نی چنان سرو نماید بنظرسرو چونی ورکنی بخشش گویندکه می کردنه وی ورکشی عربده گویندکهوی کردنه می

کانال رسمی گنجور در تلگرام