گنجور

شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او

زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او

قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او

دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او

شیر فلک را شدست از پی کسب شرف

مسجد حاجت روا خاک سر کوی او

تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا

عید همی بین و قدر در شکن موی او

بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی

رحمت درمان این زحمت داروی او

جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش

از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او

سایهٔ گیسوش را دار غنیمت که دل

کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او

شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک

تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او

قبله اگر چه بسی‌ست از پی احرام دل

چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او

شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه

سجده‌گه و قبله‌گاه دایرهٔ روی او

سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست

گردن گردان زدن بازی بازوی او

از پی تشریف خویش در همه چین و ختا

بچهٔ یک ترک نیست ناشده هندوی او

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی طهوری نوشته:

بهرامشاه سلطان غزنه بوده و سنایی در اوائل دوره او به دربار او ستگی داشته است و کتاب حدیقه را به بهرامشاه تقدیم کرده است و در آن بهرامشاه را نقد کرده اشت. جالب است که یکی از سلاطین هم دوره با نظامی نیز بهرامشاه نام داشته و نظامی در مخزن الاسرار او را مدح کرده است. نظامی مخزن الاسرارش را با حدیقه الحقیقه سنایی مقایسه می‌کند و می گوید:
نامه دو آمد ز دو ناموسگاه
هر دو مسجل به دو بهرامشاه

کانال رسمی گنجور در تلگرام