گنجور

شمارهٔ ۱۵۲

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

ای خرد را جمال و جان را زین

ذکر و شعر توام چو دین و چو دین

به دو وزنم ستوده در یک بیت

به دو بحر آب داده از یک عین

من ز شعر تو دیده موسی‌وار

در یکی بیت مجمع‌البحرین

بلبلم خوانده‌ای و سیمرغم

من خود از ناقصی غرب‌البین

پیش چشم و دل عزیز توام

چون همی بینیم به رای العین

گر نیایم بگو سنایی کو

که کسی عین را نگوید «این»

واحدم خوانده‌ای گرم بیند

پشت ایام خواندم اثنین

توبه کردم که پیش کس نشوم

خاصه در حربگاه بدر و حنین

توبه مشکن مرا که شیطانی

باشد از زادهٔ شهابی شین

آب حیوان چو یافت آتش خضر

کم گراید به باد ذوالقرنین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام