گنجور

شمارهٔ ۱۴۲

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن

ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن

اندر ایمان همچو شهباز خشین مردانه باش

بر عدوی دین همیشه تیغ حیدروار زن

گرد گلزار فنا تا چند گردی زابلهی

در سرای باقی آی و خیمه در گلزار زن

لشکر کفرست و حرص و شهوت اندر تن ترا

ناگهان امشب یکی بر لشکر کفار زن

حلقهٔ درگاه ربانی سحرگاهان بگیر

آتشی از نور دل در عالم غدار زن

عالم فانی چو طراریست دایم سخره گیر

گر تو مردی یک لگد بر فرق این طرار زن

بلبلی دایم همه گفتار داری گرد گل

باز شو یک چند لختی دست در کردار زن

جز برای دین نفس هرگز مزن تا زنده‌ای

چون سنایی پای همت بر سر سیار زن

ای به خواب غفلت اندر هان و هان بیدار شو

در ره معنی قدم مردانه و هشیار زن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام