قصاید و قطعات
فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهی آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.
مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع که کشف حال را در حال بیحالی زوال آید مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهی آنها «د» است.
دسترسی سریع به حروف
ا | ب | ت | ث | ج | خ | د | ر | ز | س | ش | ع | ف | گ | ل | م | ن | و | ه | ی
ا
شماره ۱ - قصیده: امتحان واجب نیامد سفتن الماس را
شماره ۲: وقف کن بر ناکسان این عالم تعطیل را
شماره ۳: نکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را
شماره ۴: سور نادیده بجویند همی ماتم را
شماره ۵: هست از آن سوی تو قرار مرا
شماره ۶: دوش لفظ شکرفروش مرا
شماره ۷: تا ز تو دور کند مکرمتش احزان را
شماره ۸: همچو گوهر که بیاراید مر معدن را
ب
شماره ۹: زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب
شماره ۱۰: شد لبم پر باد و دل پر آتش و دیده پر آب
شماره ۱۱: وز برون یار همچو روز و چو شب
شماره ۱۲ - در مدح نظامی: صدر چرخ ثانی از فضل تو پندارم قصب
ت
شماره ۱۳: همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
شماره ۱۴ - در رثای امیر معزی: تازان کله اینجا غذی جان ملک ساخت
شماره ۱۵ - در مذمت دنیا: خرد ما بدو نظر کردست
شماره ۱۶: خانهی خویش مرد را بندست
شماره ۱۷: دست وزارت در آن بلند مقامست
شماره ۱۸: آن تو کری نه سخن باریکست
شماره ۱۹ - در هجای علی سه بوسش: مردمست آن روسبی زن مردمست
شماره ۲۰ - در مذمت بخیلی گوید: مطبخ او ز دود پاکیزهست
شماره ۲۱ - در رثای منصور سعید: تازگی جهل ز پژمردن اوست
شماره ۲۲: وی عفو تو ز غایت رحمت پناه دوست
شماره ۲۳: نبیره دوست من دشمن نه نیکوست
شماره ۲۴: هر جا که نالهایست دردیست
شماره ۲۵: هر کرا از خرد و هش یاریست
شماره ۲۶ - شکایت از روزگار: کو دل آزادهای کز تیغ او مجروح نیست
شماره ۲۷: که مرا برگ پارسایی نیست
شماره ۲۸: بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت
شماره ۲۹: دوستی ویم به کاری نیست
شماره ۳۰: حقا که مرا همچو تو مهمان دگری نیست
شماره ۳۱: گر بمانم زنده دیگر با غرورم کار نیست
شماره ۳۲: جان به تیر عشق خسته دل به کیوان شرط نیست
شماره ۳۳: متلاشی چو نفس حیوانیست
شماره ۳۴: زده استادوار نیش به دست
شماره ۳۵: تیغ الماس گون گرفته به دست
شماره ۳۶: حبذا کانی که خاکش زینت از عنبر گرفت
شماره ۳۷ - در توحید: چون جهان ناپایدار آمد جهان چون خوانمت
شماره ۳۸: مانده در کار خویشتن مبهوت
ث
شماره ۳۹ - در ذم مردم بلخ: می باز ندانند مذکر ز مونث
ج
شماره ۴۰: به تو اسرار هر دلی محتاج
خ
شماره ۴۱: پاسخ شنو ار چند نهای در خور پاسخ
د
شماره ۴۲ - در رثای امیر معزی: زینجا به فلک بر دو قبای ملکی داد
شماره ۴۳: تا نیفتی ز پایهی امجاد
شماره ۴۴: دادیم و هیچ گه نشدیم از زمانه شاد
شماره ۴۵: کافران کشت و قلعهها بگشاد
شماره ۴۶: نعمت داده از تو بستاناد
شماره ۴۷: به نامهای ز من آن قوم را نیامد یاد
شماره ۴۸: دین به دل کردهای اندر ره دنیا لابد
شماره ۴۹: اگر در آب کسی جامهی تو برتابد
شماره ۵۰: همه رنگ لب معشوق دارد
شماره ۵۱: بست دولت میان و کام گذارد
شماره ۵۲: مانند الف هیچ خم و پیچ ندارد
شماره ۵۳: بر تو تهمت نهم ز روی خرد
شماره ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخی: گام چو در کوی طریقت نهاد
شماره ۵۵: گر چه صورت به خاک تیره سپرد
شماره ۵۶: صد و پنجه مسافر خشک بفشرد
شماره ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان: سیرت و صورتت چو بستان کرد
شماره ۵۸ : حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد
شماره ۵۹: اندر آفاق ندیدم که یکی لمتر کرد
شماره ۶۰: عقدهی نفی ز دیباچهی لا برگیرد
شماره ۶۱: چون دو دانگش به هم افتاد به غایت بد شد
شماره ۶۲ - در جواب هجای یکی از معاندان: شبه از لعل پاکتر باشد
شماره ۶۳: چون سکندر سفرپرست نشد
شماره ۶۴: شاید ار زیر کی فرو ماند
شماره ۶۵: چو سرش درد کند دشمنان دژم گردند
شماره ۶۶: خویشتن محتشم همی دارند
شماره ۶۷: مرد را کوزهی فقع سازند
شماره ۶۸: تا به رخسارشان فرو نگرند
شماره ۶۹: گر چه پاکی ترا پلید کند
شماره ۷۰: صبر کار تو خوب زود کند
شماره ۷۱: سر گری را سخنسرای کند
شماره ۷۲: که معاصیش هیچ غم نکند
شماره ۷۳: تا کی این شعبده و وعده و این بند بود
شماره ۷۴ - در هجای «معجزی» شاعر: نزد هر زیرکی کم از خر بود
شماره ۷۵: تا چون هوات بر همه کس قادری بود
شماره ۷۶: هر زمان بر رادمردی سفلهای مهتر شود
شماره ۷۷: کانکه ز تو زاد بلندان شود
شماره ۷۸ - در حادثهی زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستاید: که خطبهها همی از نام تو بیاراید
شماره ۷۹ : در صدر به جز تو کس نیاید
شماره ۸۰ : بنای مملکت ویران نماید
شماره ۸۱ : چو آفتاب تو ناگاه زیر میغ آید
شماره ۸۲ : شادی مهتری به سر ناید
شماره ۸۳ : به رنج بردن تو چرخ زی تو نگراید
شماره ۸۴ : چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید
شماره ۸۵ : که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
شماره ۸۶: دمی بو که بیزای زحمت زید
شماره ۸۷ : در جام کینه خوشتر از آب و شکر کشید
شماره ۸۸: گمان او یقین گردد یقین او گمان گردد
شماره ۸۹: که کشف حال را در حال بیحالی زوال آید
شماره ۹۰: فردا که به پیش تو رسول اجل آید
شماره ۹۱: بی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید
شماره ۹۲: مجاز صفات وی از وی نهان شد
شماره ۹۳: سرمهی تسلیم را در چشم روشن بین کشد
شماره ۹۴: این جهان بیوفا چون ذرهای بر هم زند
شماره ۹۵ - در رثای زکیالدین بلخی: تا یکی به ز ما قرین جوید
شماره ۹۶: عهد بشکست و جاودانه نماند
ر
شماره ۹۷: کرکسان گرد او هزار هزار
شماره ۹۸: درست گرددت این چون بپرسی از بیمار
شماره ۹۹: زین پس اندر عهد ما نه پود ماندست و نه تار
شماره ۱۰۰: زن نخواهد هیچ مردی تا بمیرد هوشیار
شماره ۱۰۱: از همه معشوقگان معشوقتر
شماره ۱۰۲: هیچ خر آن نبود هرگز حر
شماره ۱۰۳ - در صف خانگاه محمد منصور واقع در سرخس که وی در آن داروخانه و کتابخانه برای فقرا و درویشان بنیاد نهاد: خانگاه محمد منصور
شماره ۱۰۴: منه بر گردن چون سیم سنگور
ز
شماره ۱۰۵: تا بیابی ز جود ایشان چیز
شماره ۱۰۶: از امیر سخا شدند عزیز
شماره ۱۰۷: رسن گر بگیرد به بسیار چیز
س
شماره ۱۰۸: ملک تو ناقیاس و نامحسوس
شماره ۱۰۹: نخواهم نیز عاقل بود و فرناس
ش
شماره ۱۱۰: بشکن شبهی شهوت و غواص درر باش
شماره ۱۱۱ - در رثای یکی از بزرگان: لیک محبوس مانده در تن خویش
شماره ۱۱۲: بد مکن بر رهی کمانی خویش
ع
شماره ۱۱۳: هزاران سان عنا و درد جامع
ف
شماره ۱۱۴: که نشناسد مقفا را ز مردف
شماره ۱۱۵: آن به که نگویی تو سخن را ز تصوف
گ
شماره ۱۱۶: از کمان ختنی تیر خدنگ
شماره ۱۱۷: خواجه خیاطی از سر فرهنگ
ل
شماره ۱۱۸: ظهور ماه معالی بر آسمان جلال
م
شماره ۱۱۹: من از آمیزش این چار گهر خویش توام
شماره ۱۲۰: لیک این دو گوی را به یک اندیشه پهنهام
شماره ۱۲۱: و آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم
شماره ۱۲۲: رو تو همی گویی که من نستهم
شماره ۱۲۳: چرا ازین و از آن خویشتن ز پس دارم
شماره ۱۲۴: جز آرزوی صحبت تو کار ندارم
شماره ۱۲۵: اول و آخر، چو همی بنگرم
شماره ۱۲۶: بر سر خاک باد پیمودم
شماره ۱۲۷: بفگند هم اندر زمان ز پایم
شماره ۱۲۸: روی بفروخت ولیکن ز الم
شماره ۱۲۹: خواهم که قصیدهای بیارایم
شماره ۱۳۰: من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام
شماره ۱۳۱: وز فتنهی دین یاد کنم موی تو بینم
شماره ۱۳۲: پسری دیدم تابندهتر از در یتیم
شماره ۱۳۳ - در مدح عمادالدین محمدبن منصور: محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم
شماره ۱۳۴ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند: صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
شماره ۱۳۵: ما از تو به فضل و مردمی پیشیم
شماره ۱۳۶: که زمانه ستمگریست عظیم
ن
شماره ۱۳۷: آب و می و لحن و خوش و بوستان
شماره ۱۳۸: تا نگردی ز من گران گران
شماره ۱۳۹: ندهد شادیی به طراران
شماره ۱۴۰: باز کرده ز بهر دیدن عین
شماره ۱۴۱: تا ز بد فعلی چه داری بر مسلمانان یقین
شماره ۱۴۲: ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن
شماره ۱۴۳: نیستی ایوب فرمان از دم کرمان مکن
شماره ۱۴۴: پنجهی شیران نداری عزم این میدان مکن
شماره ۱۴۵: کار دشوارست تو بر خویشتن آسان مکن
شماره ۱۴۶: سینهی گنجشک جویی دعوی بازی مکن
شماره ۱۴۷: کاندر همه عالم چه به ای سام نریمان
شماره ۱۴۸: اندرین وقت همه بیسنگان
شماره ۱۴۹: باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان
شماره ۱۵۰: تو جود کریمانه با من بکن
شماره ۱۵۱: دو زبان و دو روی گاه سخن
شماره ۱۵۲: ذکر و شعر توام چو دین و چو دین
و
شماره ۱۵۳ - در مدح جمال المعاشرین قوال: آن دو حمال گام گستر تو
شماره ۱۵۴ - در مدح بهرامشاه: پستهی دربار او لعل گهر پوش او
شماره ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه: زان که نسازد همی قبلهی دل سوی او
شماره ۱۵۶ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف: همچو دل جانت بر آن صدر جهان همراه کو
شماره ۱۵۷ - در هجای علی سه بوسش: علی نامی دریغ این نام بر تو
شماره ۱۵۸: نه بدان کز راه عقل و معرفت پیشم ز تو
شماره ۱۵۹: برتر ز سرومان همی آید حشیش تو
ه
شماره ۱۶۰ - تقاضای گوشت و انگور: وز تو خرگاه چون سپهر از ماه
شماره ۱۶۱ - در رثای محمد بهروز: کرد روزیش از آن جهان آگاه
شماره ۱۶۲: باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه
شماره ۱۶۳: باد بر افزون چو مه یکشبه
شماره ۱۶۴: چنین باشد کسی را کو درم نه
شماره ۱۶۵: واقف شده بر معرفت خرقه و خورده
شماره ۱۶۶: رخت بر تخت عیسی آورده
شماره ۱۶۷: وین چه دورست اینکه سرمستند هشیاران همه
ی
شماره ۱۶۸: سیرت ابرار را در طبع اضراری مجوی
شماره ۱۶۹: بر در میدان این درگاه طنازی کنی
شماره ۱۷۰ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزی: ما را ز نه چیزی برسانید به چیزی
شماره ۱۷۱: بر تخت تو اندر دین بر از عرش مجیدستی
شماره ۱۷۲: گفتم او را که به نزدیک من آی
شماره ۱۷۳: نبود خواهم ساکن دو روز در یک جای
شماره ۱۷۴: که از خوب گویی و از خوشخویی
شماره ۱۷۵: ننهد مرد خردمند سوی مستی پی
شماره ۱۷۶: به فعل اندر نیاید زو درشتی
شماره ۱۷۷: چه عطایی از او چه عاریتی
شماره ۱۷۸: آخر چو نکو نکو نگه کردی
شماره ۱۷۹ - از زبان تیر خراس: قصه ز روزن و سرای آری
شماره ۱۸۰: داد او را تاج و تخت و ملک عالم بر سری
شماره ۱۸۱ - هم در هجای معجزی شاعر: چون فرورید قوم او پسری
شماره ۱۸۲ - در رثای امیر معزی: شد یار فلک عقل فلکسای معزی
شماره ۱۸۳ - و نیز: که گر شدی معزی تو دایم همی زی
شماره ۱۸۴ - در هجای علی سه بوسش: زن تو راستست و تو کاژی
شماره ۱۸۵: از پی بخششت ای خواجه علی
شماره ۱۸۶: من نیز بگویم ار نجوشی
شماره ۱۸۷: یا مسیح از آسمان آید همی
شماره ۱۸۸ - در هجای شهابی: نیافت خواهد پاسخ ز لفظ من تنگی
شماره ۱۸۹: اندر حکایت خلفا زید باهلی
شماره ۱۹۰: یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی
شماره ۱۹۱: خواه با او مردمی کن خواه با او کژدمی
شماره ۱۹۲: بینم مضرت تن و نقصان جان همی
شماره ۱۹۳: در پیشش ار نیافتمی روی زردمی
شماره ۱۹۴ - در رثاء: وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی
شماره ۱۹۵: که اکنونست بیشک زندگانی
شماره ۱۹۶: چونت بخوانم نیایی اینت گرانی
شماره ۱۹۷: نیازارم از تو بدین بدگمانی
شماره ۱۹۸ - در هجای معجزی: شد ز … روا که مابونی
شماره ۱۹۹: برد از هر دو بلا روسیهی
شماره ۲۰۰: با کژی خوارتر ز خار بوی
شماره ۲۰۱: آنچه گوید مگوی عقل مگوی
شماره ۲۰۲: همچون بلندنی که بود بر بلندیی
شماره ۲۰۳: نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

