گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه خواهی کرد قرایی و طامات

تماشا کرد خواهی در خرابات

زمانی با غریبان نرد بازم

زمانی گرد سازم با لباسات

گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج

گهی شه پیل خواهم گاه شهمات

گهی همچون لبک در نالش آیم

گهی با ساتکینی در مناجات

گهی رخ را نهاده بر زمین پست

گهی نعره کشیده در سماوات

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که نشناسم عبارات از اشارات

نه مطرب را شناسم از موذن

نه دستان را شناسم از تحیات

شنیدم من که شاهی بنده را گفت

که تو عبد منی پیش آر حاجات

همی گفت ای سنایی توبه ننیوش

که من باشم بپاهم در مناجات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام