گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر کرا درد بی نهایت نیست

عشق را پس برو عنایت نیست

عشق شاهیست پا به تخت ازل

جز بدو مرد را ولایت نیست

عشق در عقل و علم درماند

عشق را عقل و علم رایت نیست

عشق را بوحنیفه درس نکرد

شافعی را در او روایت نیست

عشق حی است بی بقا و فنا

عاشقان را ازو شکایت نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریا نور نوشته:

سلام بر شما. غزل کوتاه بسیار زیبایی ست.
امّا مصرع «عشق در عقل و علم درماند» در فرم و معنی درست نیست. اگر این گونه باشد فرمش صحیح است و با مفهوم عشق و عقل در ادب عرفانی همخوانی دارد:

عقل در علم عشق درمانَد
عشق را عقل و علم، رایت نیست

من این غزل را با تصحیح این مصرع در وبلاگ خود منتشر کردم. سپاس.

کانال رسمی گنجور در تلگرام