گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را

باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

باز چون شاگرد مومن در پس تخته نشان

آن نکو دیدار شوخ کافر استاد را

ناز چون یاقوت گردان خاصگان عشق را

در میان بحر حیرت لولو فریاد را

خویشتن بینان ز حسنت لافگاهی ساختند

هین ببند از غمزه درها کوی عشق آباد را

هر چه بیدادست بر ما ریز کاندر کوی داد

ما به جان پذرفته‌ایم از زلف تو بیداد را

گیرم از راه وفا و بندگی یک سو شویم

چون کنیم ای جان بگو این عشق مادرزاد را

زین توانگر پیشگان چیزی نیفزاید ترا

کز هوس بردند بر سقف فلک بنیاد را

قدر تو درویش داند ز آنکه او بیند مقیم

همچو کرکس در هوا هفتاد در هفتاد را

خوش کن از یک بوسهٔ شیرین‌تر از آب حیات

چو دل و جان سنایی طبع فرخ‌زاد را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

شمشاد یعنی گیاهی که در سرما شاد است . شم و سم در پارسی هر دو معنی سرما میدهند . مانند شمیران و سمیرم .

امین کیخا نوشته:

کرکس یعنی مرغ خورنده . در این واژه کرکا به معنای مرغ است و استی معنای خوردن میدهد و این واژه از اوستا تا دری زنده مانده است باید به eat انگلیسی و نیز ایثن آلمانی دقت کرد همه همریشه هستند چند لغت دیگر در پارسی بجر کرکس داریم که در آن باز اس و اش معنای خوردن میدهد یکی خود آش و دیگری ناشتا که معنای ناخورده میدهد .

تفسیر واژه ی کرکس از شادروان پورداود بود و ناشتا را در کتاب ناصر انقطاع دیدم

بی سواد نوشته:

به گمانم آن سرم است که سرد شده است و سرما

کانال رسمی گنجور در تلگرام