گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی از عشوه و بهانهٔ تو

چند ازین لابه و فسانهٔ تو

شور و آشوب در جهان افگند

غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو

هیچ آشوب نیست در عالم

این چه فتنه‌ست در زمانهٔ تو

کعبهٔ عاشقان سوخته دل

هست امروز آستانهٔ تو

عاشقانت همی طواف کنند

گرد کوی و سرای و خانه تو

ای همایون همای کبک خرام

دل عشاق آشیانهٔ تو

عاشقانت همی به جان بخرند

انده عشق جاودانهٔ تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام