گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۰

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لبیک زنان عشق ماییم

احرام گرفته در وفاییم

در کوی قلندری و تجرید

در کم زدن اوفتاده ماییم

جز روح طوافگه نداریم

کز بادیهٔ هوا برآییم

گر در خور خدمتت نباشیم

سقایی راه را بشاییم

ما در غم تو تو هم نگویی

کاخر تو کجا و ما کجاییم

بر ما غم تو چو آسیا گشت

در صبر چو سنگ آسیاییم

آهسته که عاشقان عشقیم

نرمک که غریبک شماییم

ببریدن راه را چو بادیم

افگندن سایه را هماییم

در عشق تو مردوار کوشیم

آخر نه سنایی و سناییم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام