گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۱

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از فلک در تاب بودم دی و دوش

وز غمت بی تاب بودم دی و دوش

با لب خشک از سرشک دیدگان

در میان آب بودم دی و دوش

گاه می‌خوردم گه از بحر دعا

روی در محراب بودم دی و دوش

بی رخ تو در میان بحر آب

با نبید ناب بودم دی و دوش

از کمال هجر در صحرای درد

تیر در پرتاب بودم دی و دوش

صحبت دیدار تو جستم همی

گر چه با اصحاب بودم دی و دوش

بی تو لرزان و طپان بر روی خاک

راست چون سیماب بودم دی و دوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام