گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای ز عشقت روح را آزارها

بر در تو عشق را بازارها

ای ز شکر منت دیدار تو

دیده بر گردن دل بارها

فتنه را در عالم آشوب و شور

با سر زلفین تو اسرارها

عاشقان در خدمت زلف تواند

از کمر بر ساخته زنارها

نیستم با درد عشقت لحظه‌ای

خالی از غمها و از تیمارها

بر امید روی چون گلبرگ تو

می‌نهم جان را و دل را خارها

تا سنایی بر حدیث چرب تست

غره چون کفتار بر گفتارها

دارد از باد هوس آبی بروی

با خیال خاک کویت کارها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بیژن نوشته:

با سلام و احترام
مصرع دوم بیت دوم بدین گونه صحیح است :
“دیده را بر گردن دل بارها”
لطفا اصلاح فرمایید.

امین کیخا نوشته:

تیمار / care

تیمارمند / careful

تیماردن / to care

امین کیخا نوشته:

کفتار از کافتن و شکافتن است و معنای کافنده و درنده میدهد . سنایی کفتار را با گفتار آورده که به زیبایی کلامش می افزاید باید یادی از زنده یاد اخوان هم بکنیم که کفتار را با کفتر در شعری آورده است.

بیبسواد نوشته:

وتیمارستان جناب دکتر که بیمارستان روانی را میگفتند
وشاید هنوز هم

کانال رسمی گنجور در تلگرام