گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار

خوش لب و شیرین زبان خوش عیش و خوش گفتار دار

یار معنی دار باید خاصه اندر دوستی

تا توانی دوستی با یار معنی دار دار

از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی

روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار

ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوبتر

مه ز ترکستان گزین و ز ماه گردون دون عار دار

زلف عنبر بار گیر و جام مالامال کش

دوستی با جام و با زلفین عنبر بار دار

ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار

چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید حیدر بیات نوشته:

کلمه دون در مصراع وزماه گردون دون عار دار اضافه است.
صحیح مصراع باید چتین باشد:
ماه ترکستان گزین وز ماه گردون عار دار

کانال رسمی گنجور در تلگرام