گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۰

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشق و یار یار باید بود

در همه کار یار باید بود

گر همه راحت و طرب طلبی

رنج بردار یار باید بود

روز و شب ز اشک چشم و گونهٔ زرد

در و دینار یار باید بود

ور گل دولتت همی باید

خستهٔ خار یار باید بود

گاه و بی گاه در فراق و وصال

مست و هشیار یار باید بود

چون سنایی همیشه در بد و نیک

صاحب اسرار یار باید بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ali نوشته:

شعر بسیار ساده و زیباییست

کانال رسمی گنجور در تلگرام