گنجور

بخش ۹۲ - لشکر کشی جمشید از روم به شام

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

زند از شهر گردان خیمه بر دشت

زمین از خیمه همچون آسمان گشت

هنرمندان ز کین دلها پر از خون

ز تن کردند ساز بزم بیرون

ز هر سو لشکری آمد به انبوه

تو گفتی گشت بر صحرا روان کوه

برون از شهر دشتی بود دلکش

چو گلزار جوانی خرم و خوش

چو روی جم در آن گلها شکفته

چو چشم آهوان بر لاله خفته

میان یاسمین و نسترن در

بلورین برکه ای چون حوض کوثر

ز هر سویی روان نالنده رودی

برو گوینده هر مرغی سرودی

گلش صد بار لعل افکنده بر هم

نمی آمد لبش از خنده بر هم

هوایش عقد پروین دانه می کرد

معنبر زلف سنبل شانه می کرد

چنار و گل ز ابرش آب جسته

به آب ابر دست و روی شسته

چو پیری زاده از مادر شکوفه

زبان بهانده سوسن در شکوفه

دل گل چون دماغ پور سینا

درختان چون درخت طور سینا

چمن از سایه بید و گل بان

کشیده سایبانها گرد بستان

به سوری این غزل می خواند بلبل

سحر گه در مقام نغز با گل:

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام