گنجور

بخش ۷۵ - پاسخ مهراب به افسر

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

بدو مهراب گفت ای افسر روم

به تو آباد باد این کشور روم

کنون در زیر این پیروزه چادر

کسی را نیست چون خورشید دختر

کسی دانم به تنهایی نسازد

که تنهایی خدا را می برازد

ز جنس خویش گیرد هرکسی جفت

خدایست آنکه بی یار است و بی جفت

درین نه پرده پیروزه پیکر

زن از خورشید عذرا نیست برتر

به هر ماهی شبانروزی به خلوت

کند در خانه ای با ماه صحبت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام