گنجور

بخش ۴۳ - از خمار باز آمدن جمشید

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

ملک در خواب صوت چنگ بشنید

چو باد صبحدم بر خود بخندید

خمار آلود سر، برخاست از خواب

شراب و آب و مطرب دید مهتاب

چو مه بیدار شد خورشید برجست

خرامان شد به برج خویش بنشست

صبا می داد بویی از بهارش

سمن را بود رنگی از نگارش

مهی خورشید رویش دید بی جان

روان این مطلعش سر بر زد از جان:

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام