گنجور

قطعه شمارهٔ ۵۹

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

فراز تخت معانی چو کوس فضل زنم

سبق ز جمله اقران خود مرا باشد

عنایت و کرمت گر شود پذیر فتار

سپهر در صدد بندگان ما باشد

برای یک دو سه بی دست و پای گاه سخن

مرا چه رنجه کنی این سخن روا باشد

که از مکاره عنف توام عنا آمد

هم از مکارم لطف توام شفا باشد

دراز نمی‌کنم قصه کوته اولیتر

بقای عمر تو خواهم که دائما باشد

دعای زنده دلانت رفیق باد و جلیس

همیشه تا که فلک قبله دعا باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام